فرايند انتخاب استراتژي


مديران پس از تجزيه و تحليل محيط، تعيين جهت‌گيري سازماني و تعريف مأموريت، ارزشها، چشم انداز و اهداف سازماني آماده‌ تعيين استراتژي‌هاي سازماني مي‌باشند. تعيين استراتژي عبارتست از فرآيند تعيين زمينه‌هاي عملکرد مناسب جهت دستيابي به اهداف سازماني در راستاي مأموريت و فلسفه‌ وجودي سازمان. به عبارت ديگر استراتژي‌ها مي‌بايست تحليل‌هاي محيطي را منعکس کرده و منتج به رسيدن به مأموريت و اهداف سازماني شوند. روشها و مدل‌هاي تعيين استراتژي به تبع مديريت استراتژيک، ازيک تکنيک و دستورالعمل خاص پيروي نکرده، هريک حاوي يک مفهوم و يک بينش هستند. در اين راستا مدل‌هاي برنامه‌ريزي استراتژيک فراواني موجود مي‌باشند که انتخاب آنها با توجه به ماهيت شرکت، وضعيت صنعت مربوطه و شرايط محيطي صورت مي پذيرد. بنابراين مي‌توان ادعا کرد که در هر شرکتي که مديريت استراتژيک پياده شده است، يک مدل برنامه‌ريزي استراتژيک منحصر به فرد به کار رفته که مي‌تواند در آن عملاً از يک يا چند مدل برنامه‌ريزي استراتژيک کلاسيک استفاده شده باشد.
مدل‌هاي انتخاب استراتژي:
با كمك اين مدلها و ابزارهاي علمي، انتخاب استراتژيك انجام ميگيرد. مدل‌هاي زيادي در اين زمينه معرفي گرديده كه ما در اينجا فقط به ذكر نام تعدادي از آنها مي‌پردازيم:


- مدل BCG (گروه مشاوره بوستون)
- مدل GE/IE
- مدل SWOT
- مدل SPACE