اجرا و پياده‌سازي استراتژي


بقا و موفقيت سازمان‌ها در محيط پر رمز و راز و رقابتي دنياي معاصر که تغيير و تحول، سرعت، پيچيدگي و عدم اطمينان، خاصيت اصلي آن است نيازمند انتخاب و اجراي استراتژي‌هاي اثربخش و بهبود مستمر عملکرد است. اين مهم، از طريق طراحي و تعيين اهداف و استراتژي‌ها، برنامه‌ريزي و اجراي استراتژي‌ها و به تبع آن کنترل و ارزيابي عملکرد محقق مي گردد. اجراي استراتژي امروزه به موضوعي مهم در مديريت تبديل شده است. نظرخواهي از مديران ارشد اجرايي سازمان‌ها نشان داده است‌که بزرگترين نگراني آنها "اجراي استراتژي" است. بر خلاف تصور بسياري از مديران، دليل موفقيت سازمان‌هاي برتر، نه داشتن يک استراتژي خوب، بلکه اجراي خوب يک استراتژي است. البته اين جمله به آن معنا نيست که داشتن يک استراتژي موفق هيچ ارزشي ندارد، بلکه مقصود اين است که يک استراتژي هر چه قدر هم که خوب تدوين شده باشد اگر اجرا نشود، با نداشتن آن استراتژي يا حتي بد بودن آن هيچ تفاوتي نخواهد کرد.
موفقيت استراتژيک زماني حاصل مي شود که استراتژي صحيح به شکلي صحيح پياده سازي شده باشد.
واقعيت آن است که تنها 10 درصد از سازمان‌هايي که به اهميت تدوين استراتژي پي‌برده اند توانسته‌اند با موفقيت، استراتژي‌هاي خود را اجرا نمايند.
تعريف "اجراي استراتژي" در نظر اکثر مديران عبارت است از:
"اجراي موفقيت آميز يک برنامه استراتژيک" يا "فرآيند تحقق يک استراتژي"
گرچه اين تعاريف صحيح اند اما به درستي بيان نمي کنند که چه عواملي در تحقق نتايج تجاري نقش دارند؟
اجراي استراتژي به صورت يک فرآيند گام به گام:
مرحله 1) استراتژي را روي کاغذ ترسيم کنيد: يکي از بزرگترين چالش‌ها در اجراي استراتژي، فهم دقيق آن است. بدين منظور مي توان استراتژي را به صورت يک تصوير در آورد که در آن عناصر مهم و نحوه‌ي ارتباط آنها با هم نشان داده مي شود. قالب‌‌هايي از قبيل "نقشه استراتژي" (نويسندگان: Norton و Koplan)، "نقشه فعاليت" (نويسنده: Michael Porter) يا "نقشه موفقيت" (نويسنده: Andy Neely) مي‌توانند در اجراي اين مرحله به شما کمک کنند.


مرحله 2) استراتژي را امتياز بندي کنيد: هر يک از عناصر موجود در استراتژي مي بايست داراي يک "امتياز عملکرد" باشند. کل امتيازات را مي توان در يک داش‌بورد"Dashboard" يک کارت امتياز متوازن وارد کرد. با اين کار خواننده متوجه مي شود که استراتژي در حال تکميل شدن است.


مرحله 3) گزارشي از پيشرفت استراتژي تهيه کنيد: همان‌طور که يک بودجه هر ماهه مورد بررسي قرار مي‌گيرد تا از تداوم پرداخت‌هاي مالي اطمينان حاصل شود، استراتژي نيز مي‌بايست به طور مرتب بررسي شود تا مشخص گردد آيا نتايج مورد نظر از يک استراتژي بدست مي آيد يا نه.


مرحله 4)تصميم گيري کنيد: اجراي يک استراتژي شبيه هدايت كشتي به سوي يک مقصد معين است. با وجود آن‌که مسير مشخص است و از چارت‌هاي ناوبري(B/A Chart) استفاده مي‌شود اما فرمانده‌ي كشتي مي‌بايست هوشيار باشد تا با تغيير شرايط، تصميمات درستي اتخاذ و مسير مناسب را ا
ب نمايد.
با وجود گزارش‌گيري مستمر، رهبران بايد تصميمات استراتژيک بگيرند تا از انحراف استراتژي از مسير اصلي جلوگيري کنند.


مرحله 5) پروژه هاي استراتژيك را شناسايي کنيد: سازمان‌ها معمولاً در هر زماني، در ده‌ها يا صدها پروژه اجرايي فعاليت دارند اما به ندرت پيش مي آيد که به نوع و شرايط اين پروژه‌ها اشراف کاملي داشته باشند. اولين گام در بهبود اجراي "استراتژي پروژه‌اي"، سازماندهي تمامي پروژه‌ها و بالاخص پروژه‌هاي استراتژيك مي‌باشد.


مرحله 6) پروژه هاي استراتژيك را در يک راستا قرار دهيد: هنگاميکه پروژه‌اي را در دست مي‌گيريد ابتدا بايد آن را در مسير استراتژي‌ها و اهداف سازمان قرار دهيد. در اين مرحله مي‌بايست پروژه‌ي پيشنهاد شده يا در حال انجام را با اهداف استراتژيک مقايسه کرده و مشخص کنيد که آيا آنها در يک راستا قرار دارند يا نه؟ تنها پروژه‌هايي بايد اجرايي شوند يا اجراي آنها ادامه يابد که تأثير مستقيمي بر استراتژي دارند.


مرحله 7) پروژه ها را مديريت کنيد: اگر سازمان قصد دارد يک استراتژي را به طور مؤثر اجرا نمايد، مي‌بايست توانايي خود در مديريت پروژه را بهبود بخشد. برخي از پروژه ها از مديريت ضعيف رنج مي برند و برخي ديگر در زمان مقرر به اتمام نمي‌رسند. نظارت بر پيشرفت و عملکرد پروژه، از طريق اجراي پروژ‌ه‌ي شاخص‌هاي عملكردي و كارت امتيازي متوازن، به سازمان كمك‌هاي شاياني خواهد نمود.


مرحله 8) استراتژي را درک کنيد: اگر يک استراتژي يا عملکرد آن را خوب درک نکنيد، در اجراي آن با مشکل موجه خواهيد شد. رهبر بايد استراتژي را بخوبي به پرسنل انتقال دهد و به آنها کمک کند تا فرآيند اجرا و دلايل انجام آن را به درستي درک کنند. رويكردي كه در اين كتاب به منظور تشخيص شاخص‌هاي عملكردي به سازمان ياري خواهد رساند.


مرحله 9) وظايف پرسنل را هم جهت کنيد: پرسنل مي خواهند بدانند که در موفقيت سازمان نقش مؤثري دارند. يکي از مهمترين ابعاد در "فرآيند اجراي استراتژي" آن است که پرسنل احساس کنند وظايفشان در راستاي اهداف استراتژيک سازمان قرار دارد.


مرحله 10) به عملکرد خوب پرسنل پاداش دهيد: در مديريت مي گويند: "آنچه ارزيابي شود، به انجام مي رسد". در اين مرحله گام را فراتر مي نهيم: "آنچه ارزيابي مي شود و به خاطر آن پاداشي اعطا مي شود، سريعتر انجام مي گيرد".
پس از آن‌که مديران ارشد، استراتژي را براي پرسنل شرح داده و وظايف آنها را در راستاي استراتژي را مشخص کردند، مشوق هايي در نظر مي گيرند تا عملکرد پرسنل را همواره در جهت استراتژي نگاه دارند.


اجراي يک استراتژي به دلايل مختلف دشوار است اما مشکل اصلي در راه موفقيت آن است که رهبران نمي دانند "اجراي استراتژي" چيست يا چگونه بايد با آن برخورد کنند.